تبليغاتX
دفترچه خاطرات پریسا
دفترچه خاطرات پریسا
 
       

VERSO LA SCUOLA

این ، متن یکی از صفحات کتاب درسی ایتالیایمون است و آن را براتون ترجمه می کنم.

در راه مدرسه

مدرسه خیلی به خانه ی ما نزدیک بود و در آن زمان ماشین های کمی در خیابان رفت و آمد می کردند.

به همین دلیل خیابان را خودمان طی می کردیم بدون این که کسی ما را یاری کند.

یک دختر کلاس چهارم که در طبقه ی آخر آپارتمان زندگی می کرد مسئول بردن ما به مدرسه بود. صبح زود از طبقه ای به طبقه ی دیگر می آمد پایین و زنگ در هایمان را برای این که بیدارمان کند می زد.

سپس رو به روی در بزرگ منتظرمان می ماند. بی صبرانه غر می زد که آخر ما کاری می کنیم که دیر به

مدرسه برسه. پنج-شش نفر بودیم و من کوچکترینشان بودم و به خاطر همین مجبور بودم در کل راه دست یک نفر را بگیرم و اگر دستش را رها می کردم یک سیلی می خوردم!

همه ی روز ها می ایستادیم و با دقت به اسب های گاری میدان که در آن موقع به عنوان تاکسی استفاده می شد و در کنار پیاده رو قرار گرفته بودند نگاه می کردیم.

 

پایان

 

 


سلام من پریسا 14 سالمه و اکنون در ایتالیا هستم و در این وبلاگ می خواهم به ترجمه ی مطالب ایتالیایی و تعریف خاطراتم بپردازم.
ciao sono Parisa e ho 14 anni.adesso sono in Italia, in questo weblog voglio tradurre testi italiani e raccontarvi i miei ricordi.

صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ

آرشیو وبلاگ
بهمن 1387
دی 1387
تیر 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386

پیوندها
در باره ايتاليا
رنگین کمان
ایتالیا و زبان ایتالیایی
ایتالیا،ایتالیایی برای تو...
ایتالیا و ...
فرانسه
ایتالیا و فرهنگ
بالان (رامن)
من و اسمان (محبوبه)
سفرنامه ی مجارستان
پرستو
آموزش زبان ایتالیایی
اخبار وبلاگ ها
ليست وبلاگ ها
قالب هاي وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ICT
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
:: طراح قالب::


  RSS  
پرشین وبلاگ