تبليغاتX
دفترچه خاطرات پریسا
دفترچه خاطرات پریسا
 
       

من اومدم

سلام!!!!

با عرض معذرت از تمامی خوانندگان این وبلاگ که این چند وقت آپ نکردم آخه نی نی عمه ام به دنیا اومده بود و ما یه یه چند روزی خونه ی عمه ام اینا بودیم و تقریبا هر روز خونه ی کسی مهمونی بودیم. همین دو روز پیش سه روز خونه ی خالم اینا مونده بودم!!!

راستی این هم ترجمه ی همون داستان پست قبلیم:

 

برای بچه هایی که نمی خواهند بخوابند

شبی تاریک و طوفانیی بود و دوازده تا دزد قوز کرده بودن کنار آتیش در یک غار. رئیس گروه به کسی که بغل دستش نشسته بود گفت: یک داستان برای ما تعریف کن!

و دزد شروع کرد:

شبی تاریک و طوفانیی بود و دوازده تا دزد قوز کرده بودن کنار آتیش در یک غار. رئیس گروه به کسی که بغل دستش نشسته بود گفت: یک داستان برای ما تعریف کن!

و دزد شروع کرد:

 

شبی تاریک و طوفانیی بود و دوازده تا دزد قوز کرده بودن کنار آتیش در یک غار. رئیس گروه به کسی که بغل دستش نشسته بود گفت: یک داستان برای ما تعریف کن!

و دزد شروع کرد:

 

شبی تاریک و طوفانیی بود و دوازده تا دزد قوز کرده بودن کنار آتیش در یک غار. رئیس گروه به کسی که بغل دستش نشسته بود گفت: یک داستان برای ما تعریف کن!

و دزد شروع کرد:

 

شبی تاریک و طوفانیی بود و دوازده تا دزد ...

و این طور ادامه پیدا می کنه تا بچه ها قشنگ روی تخت هایسان خوابشان ببرد.

پایان

 

این هم عکس دختر عمه ام (پرنیان):


 

سلام من پریسا 14 سالمه و اکنون در ایتالیا هستم و در این وبلاگ می خواهم به ترجمه ی مطالب ایتالیایی و تعریف خاطراتم بپردازم.
ciao sono Parisa e ho 14 anni.adesso sono in Italia, in questo weblog voglio tradurre testi italiani e raccontarvi i miei ricordi.

صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ

آرشیو وبلاگ
بهمن 1387
دی 1387
تیر 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386

پیوندها
در باره ايتاليا
رنگین کمان
ایتالیا و زبان ایتالیایی
ایتالیا،ایتالیایی برای تو...
ایتالیا و ...
فرانسه
ایتالیا و فرهنگ
بالان (رامن)
من و اسمان (محبوبه)
سفرنامه ی مجارستان
پرستو
آموزش زبان ایتالیایی
اخبار وبلاگ ها
ليست وبلاگ ها
قالب هاي وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ICT
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
:: طراح قالب::


  RSS  
پرشین وبلاگ